محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

14

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كارى را شما راهنمايى كنيد انجام مىدهم . امام عليه السّلام فرمود : من چندين بار تو را راهنمايى كردم و وعده مىدادى ، پس پيمان مىشكستى و به حرف مروان و ديگران عمل مىكردى . عثمان گفت : من از شما اطاعت مىكنم و از سخنان آنها سرباز مىزنم . پس امام على عليه السّلام همراه سى نفر از مهاجران و انصار به سوى مردم رفتند و آنان را از كارشان باز داشتند . اما طولى نكشيد كه مروان و يارانش اصلاح‌گرى امام عليه السّلام را خنثى كردند . همسر عثمان از اين كار خشمگين شده و سخنان تندى به مروان گفت و مروان سخنانى تندتر و دردناك‌تر به وى پاسخ داد . « 1 » ( و كان طلحة و الزبير أهون سيرهما فيه الوجيف و أرفق حدائهما العنيف . . . ) شيخ محمد عبده در حاشيه اين عبارت چنين مىگويد : « درحالىكه عثمان سخنرانى مىكرد ، عائشه كفش و پيراهن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را از زير چادرش بيرون آورد و خطاب به وى گفت : اين كفش و پيراهن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است كه هنوز كهنه و فرسوده نشده‌اند و تو دين پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را تحريف و سنتش را تغيير داده‌اى و سخنان تندى بين آنها ردوبدل شد . » « 2 »

--> ( 1 ) . اين روايت را ابن اثير در حوادث سال 35 هجرى نقل كرده است . همچنين نك : تاريخ طبرى : 3 / 394 ؛ انساب الاشراف بلاذرى : 5 / 74 ؛ شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد : 2 / 144 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 42 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 170 ؛ الكامل ابن اثير : 3 / 68 ؛ الفائق زمخشرى : 2 / 296 ؛ النّهاية ابن اثير : 4 / 196 ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 396 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة : 3 / 3 ؛ بحار الانوار : 31 / 296 ؛ كتاب الجمل شيخ مفيد : 76 .